

ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.




ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.



ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.



ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

سیدخلیل سجادپور – آن روز وقتی جسد «مهرسا» (دختر بچه 3 ساله) پیدا شد و صدای گریه و شیون خانواده اش در فضای کوچه پیچید، من از خانه بیرون آمدم. ترس و وحشت سراسر وجودم را فرا گرفته بود. هنوز هم باورم نمی شد که دست به چنین جنایت وحشتناکی زده ام. هنگامی که ماموران را دیدم، هراسان به درون منزل بازگشتم. فقط دعا می کردم که قتل دخترک به پای من نیفتد ولی دقایقی بعد کارآگاهان پلیس آگاهی وارد خانه شدند و... .
به گزارش اختصاصی روزنامه خراسان، این ها بخشی از اظهارات قاتلی است که تحت تاثیر وسوسه های شیطانی و فیلم های کثیف، دختربچه بی گناهی را ناجوانمردانه به کام مرگ کشاند و او را خفه کرد! با توجه به اهمیت و حساسیت این ماجرای تکان دهنده که قلب های زیادی را جریحه دار کرد، خبرنگار خراسان ساعتی را با عامل این جنایت وحشتناک به گفت و گو نشست تا در میان اظهارات او، ریشه های این گونه جنایات را به واکاوی افکار عمومی بسپاریم. آن چه تقدیم شما مخاطبان همراه و همیشگی خراسان می شود، حاصل این گفت و گوست.
نامت چیست و چند سال داری؟ ایمان – ت هستم و 25 سال دارم.
تا کلاس چند درس خواندی؟ در رشته صنایع غذایی دیپلم گرفتم.
اهل کجایی؟ در شناسنامه ام محل تولد «تربت جام» قید شده است اما اهل مشهدم و از همان دوران نوزادی در مشهد بودم چون پدرم اهل تربت جام است شناسنامه مرا هم از آن جا گرفته اند.
تک فرزندی؟ نه! تک پسر هستم و دو خواهر دارم که ازدواج کرده اند.
چرا به دانشگاه نرفتی تا ادامه تحصیل بدهی؟ زمینه مالی خوبی نداشتیم چون پدرم یک راننده تاکسی است و درآمدش پاسخگوی نیازهای خانواده نبود!
بعد از ترک تحصیل دنبال چه شغلی رفتی؟ آن زمان در رستوران یک هتل مشغول کار شدم اما بعد از شیوع کرونا، مالک هتل تصمیم گرفت آن را تخریب کند چون قدیمی ساز بود و از سوی دیگر هم فعالیت هتل ها ممنوع شد. من هم از آن جا بیرون آمدم و در شرکت دیگری استخدام شدم که در زمینه تولید شیلنگ رادیاتور و کولر ماشین فعالیت داشت.
سربازی خدمت کرده ای؟ نه! به دلیل این که چشم هایم ضعیف بود، از خدمت معاف شدم.
هیچ گاه خودت با این صحنه های کثیف رو به رو شده بودی؟ حدود دو سال قبل بود که با یکی از همکارانم در شرکت شوخی می کردیم. او که متاهل بود مرا به خانه اش دعوت کرد ولی من نپذیرفتم. به همین دلیل همیشه مرا «پسر ترسو» می خواند تا این که بالاخره یک روز پذیرفتم و به خانه آن همکارم رفتم که بزرگ تر از من بود. آن روز من مشغول تماشای تلویزیون بودم که یک چای نبات برایم آورد. در حال صرف چای بودم که دیدم او فقط با گوشی تلفن سرگرم است! ناگهان رو به من کرد و گفت: تا به حال فیلم های ... (شیطانی) دیده ای؟ هنوز پاسخ نداده بودم که در خانه را قفل کرد و گوشی را به دستم داد. آن روز احساس خیلی بدی داشتم و از خانه دوست و همکارم بیرون آمدم ولی نمی توانستم این ماجرای کثیف را برای کسی بازگو کنم.
چرا ازدواج نکردی؟ از سه سال قبل به خانواده ام می گفتم من دختر یکی از بستگان مان را دوست دارم و می خواهم مرا داماد کنید! ولی آن ها جدی نمی گرفتند.
آن دختر هم تو را دوست داشت؟ نمی دانم! من فقط به او علاقه مند بودم و می خواستم ازدواج کنم! به خاطر نسبت فامیلی خجالت می کشیدم با آن دختر موضوع را در میان بگذارم.
چه شد که آن دختر کوچک را به «خانه مرگ» کشاندی؟ آن روز سوار پراید یکی از همکارانم بودم که چند نفر دیگر از همکاران شرکت درون آن نشسته بودند. در حال رفتن به خانه بودیم که در مسیر یکی از همکاران سرش در گوشی تلفن خودش بود. یک لحظه رو به من کرد و گفت: «ایمان» این صحنه را نگاه کن! وقتی دیدم یک فیلم مستهجن و شیطانی است وسوسه شدم و آن را تا پایان تماشا کردم. در این هنگام بود که سر کوچه منزل مان رسیده بودم و از خودرو پیاده شدم. پدر و مادرم به شهرستان رفته بودند و کسی در خانه نبود. هنگامی که قصد ورود به خانه را داشتم، چشمم به دختر کوچکی افتاد که داخل کوچه به تنهایی راه می رفت. خودم هم نفهمیدم چگونه این افکار شیطانی به سراغم آمد. وسوسه های شهوت وجودم را فرا گرفت. بدون تصمیم قبلی آن دختر بچه (مهرسا) را صدا زدم. وقتی به کنارم آمد، دستش را گرفتم و به درون منزل بردم. قصد داشتم به او تعرض کنم ولی او که متوجه موضوع شده بود، گریه کرد، سر و صدا به راه انداخت و جیغ کشید. هر کاری می کردم، ساکت نمی شد. چند دقیقه بعد او را کنار در حیاط آوردم که دوباره در کوچه رهایش کنم ولی می ترسیدم آبروریزی شود. چرا که رهگذرانی هم آن جا بودند. به همین دلیل دوباره او را به داخل خانه کشیدم اما آن دختر همچنان سر و صدا می کرد، برای آن که جلوی فریادهایش را بگیرم، گلویش را با دستانم فشار دادم که ناگهان چهره اش کبود شد و بر زمین افتاد. هراسان کمی آب به صورتش ریختم تا شاید به هوش بیاید ولی دیر شده بود... .
چرا جسد او را داخل منزل همسایه انداختی؟ آن لحظه آن قدر ترسیده بودم که نمی دانستم چه کنم! فقط می خواستم قتل دختربچه به پای من نیفتد! به همین منظور جسدش را درون کیسه سفید روی پشت بام گذاشتم و به خانه همسایه انداختم که در حال ساخت بود! بعد هم فقط دعا می کردم که پلیس به سراغ من نیاید!
وقتی عکس آن کودک بی گناه را روی شیشه خودروی پدرت می دیدی، چه احساسی داشتی؟ ناراحت بودم! وجدانم آسوده نبود اما جرئت نمی کردم در این باره حرفی بزنم!
خانواده ات چیزی نمی گفتند؟ چرا. مادرم متوجه رفتارهای غیرعادی من شده بود. به همین دلیل مدام می گفت: چرا ناراحتی؟ حتما باز زن می خواهی؟ گفتم، بله درست حدس زدید! زن می خواهم! ولی او باز هم مرا دعوا کرد که حرف نزن!
چگونه از کشف جسد مطلع شدی؟ با سر و صدایی که در کوچه پیچید، از خانه بیرون آمدم. دیدم جیغ و فریاد از خانه همسایه می آید. وقتی پلیس ها را دیدم فهمیدم که جسد آن دختر پیدا شده است. هراسان به درون منزل بازگشتم و خودم را بی خبر از همه چیزنشان دادم اما...
وقتی آن دختر کوچک را خفه کردی چه احساسی داشتی ؟ دلم سوخت. ناراحت بودم. با خودم گفتم کاش این کار را نمی کردم.کاش آن فیلم را ندیده بودم. کاش به چشمان آن دختر تنها نگاه نمی کردم.ولی...
فیلم های ماهواره ای هم تماشا می کنی؟ بله،البته بیشتر فیلم های خارجی را نگاه می کردم ولی خب صحنه های زننده دیگررا هم می دیدم.البته کانال های مستهجن را پدرم بسته بود و نمی توانستیم نگاه کنیم.
خودت ریشه این جنایت را در چه می دانی؟ نمی شود فقط یک موضوع را مطرح کرد. عوامل زیادی دست به دست هم داد تا سرنوشت من این گونه رقم بخورد. با این حال مقصر اصلی خودم هستم و نمی خواهم این ماجرا را به گردن دیگران بیندازم.
تا به حال با دختری ارتباط داشتی؟نه. پدر من راننده تاکسی بود و اگر کسی را سوار می کردم و حادثه ای رخ می داد شماره آن را به تاکسیرانی می دادند که بیشتر آبروریزی می شد.
اگر کسی چنین رفتاری را با نزدیکان خودت داشت، چه کار می کردی؟ خون او را می ریختم، اگر کسی به خانواده من چپ نگاه کند!
غیرتی هستی؟ خیلی! وقتی سر کار بچه ها شوخی ناموسی می کردند، به آن ها تذکر می دادم و حتی درگیر می شدم.
پس چگونه خودت با دختری خردسال چنین رفتاری کردی؟ گفتم که یک لحظه وسوسه های شیطانی بیچاره ام کرد. در آن لحظه به بزرگی و کوچکی فکر نمی کردم، شهوت جلوی چشمانم را گرفته بود!
پشیمانی؟ غلط کردم! اشتباه کردم! بی عقلی کردم! نفهمیدم...
می دانی با این کار خانواده ات را هم نابود کردی؟ بله، از همه خجالت می کشم. به جوانان بگویید در آن لحظه فقط چشمان خود را ببندند. این شرمساری خیلی زجر آور است.
می دانی چه حکمی انتظارت را می کشد؟ اعدام می شوم! اما امید به گذشت خانواده مقتول هم دارم که مرا ببخشند!
چرا کاری نکردی که حداقل زودتر جسد دختر بچه را پیدا کنند؟ می ترسیدم! با خودم فکر می کردم شاید طوری بشود که نفهمند من این کار را کرده ام.
به خانواده خودت هم نگفتی؟ جرئت این کار را نداشتم. روزی که پدرم از شهرستان آمد، به خانه همسایه رفت. از این که «مهرسا» گم شده بود، خیلی ناراحت بود. مادر و خواهرانم فقط دعا می کردند که آن کودک زودتر پیدا شود.
وقتی مقابل چشمان پدر و مادرت دستگیر شدی، چه حالی داشتند؟ مادرم فقط اشک می ریخت و های های گریه می کرد. پدرم نیز سرش را میان دستانش گرفته بود و اصلا به من نگاه نمی کرد.
برنامه زندگی پس از زندگی را هم در تلویزیون دیده ای؟ نه. نمی دانم چه برنامه ای است و در کدام شبکه پخش می شود. در واقع من تلویزیون نگاه نمی کردم.
در بازداشتگاه به چه چیزی فکر می کنی؟ به سرنوشت تلخم فکر می کنم. ناراحتم. گاهی فقط اشک می ریزم. کار دیگری از دستم ساخته نیست.
رفیق باز بودی؟ نه! زیاد دوست پسر به معنای رفیق نداشتم که با او بیرون بروم یا اوقاتم را با او بگذرانم.
موادمخدر هم مصرف کرده ای؟ نه! زیاد به دنبال مواد نبودم اما گاهی که پرخاشگری می کردم سیگار می کشیدم. وقتی هم به مادرم می گفتم الان سیگار کشیدم، مرا نهی می کرد و می گفت دودش به چشم خودت می رود. البته یک بار به دلیل همین پرخاشگری ها نزد روان پزشک رفتم و به خاطر استرس قرص اعصاب مصرف می کردم.
آخرین کلام؟ دیگران از سرنوشت من عبرت بگیرند. بدانید که این شرمندگی ها و آبروریزی ها زجرآورتر از اعدام است. به جوانان می گویم چشمانتان را باز کنید. خورشید همیشه پشت ابر نمی ماند. این رفتارهای کثیف بالاخره روزی نمایان می شود و رسوایی به بار می آید!
سابقه خبر
گزارش خراسان حاکی است، بیستم اردیبهشت دختر 3 ساله ای به نام «مهرسا» در کوی مهدی آباد مشهد به طور ناگهانی ناپدید شد اما چهار روز بعد با کشف جسد دخترک درون یک ساختمان در حال احداث، مشخص شد که او به قتل رسیده است. دقایقی بعد با دستورات تخصصی قاضی «محمود عارفی راد» (قاضی ویژه قتل عمد مشهد) بررسی های فنی و علمی به تجزیه و تحلیل های کارشناسی کشید و کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی در کمتر از یک ساعت با راهنمایی های مقام قضایی موفق به شناسایی و دستگیری عامل این جنایت وحشتناک شدند. متهم 25 ساله این پرونده جنایی در حالی به قتل «مهرسا کوچولو» با انگیزه های کثیف اعتراف کرد که تحقیقات بیشتر درباره ابعاد دیگر این جنایت توسط سروان اسماعیل عظیمی مقدم (افسر پرونده) ادامه دارد.

ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.


ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.




ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.


هادی محمدی - النا دوهان گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد درباره تأثیر منفی اقدامات یک جانبه قهرآمیز بر بهرهمندی از حقوق بشر، عصر دیروز در یک نشست خبری به تشریح نتایج سفر 12روزه خود به ایران و دیدارهای انجامشده با مسئولان و سازمانهای مختلف پرداخت.وی درباره این سفر اظهار کرد: از تاریخ هفتم تا 18 می 2022 برای جمعآوری اطلاعات با محوریت بیطرفی و راستیآزمایی سفری به ایران داشتم. بحث من تأثیر منفی تحریمها بر حقوق بشر بوده است.وی با بیان این که "گزارش نهایی من در شورای حقوق بشر در سپتامبر 2022 ارائه خواهد شد"، گفت: از همه طرفین در ایران از جمله دولت ایران و شورای حقوق بشر برای تسهیل این سفر تشکر میکنم. من در این سفر با نمایندگان دولت ملاقات داشتم همچنین نماینده چند عضو جامعه مدنی را ملاقات کردم و با نمایندگان نهادهای مالی بخش خصوصی و دولتی، دانشگاهیان و... و با آژانسهای تخصصی سازمان ملل و دیپلماتهای خارجی در ایران دیدارهایی را برگزار کردم.گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در ادامه افزود: ایران هماکنون مشمول گستردهترین تحریمهاست و آمریکا تحریمهای مالی و تجاری بزرگی را از دهه 1970 علیه این کشور اعمال کرده و اقداماتی را انجام داده است که ایران را از نظام مالی و تجاری جهان منزوی کند، در همین زمینه در سال 2010 بسیاری از بخشهای اقتصادی را هدف قرار داد، تحریم آمریکا هدفش بانک مرکزی ایران بود.وی با تاکید براعمال تحریمهای آمریکا ضد بخشهای مختلف ایران ،اظهارکرد: بعد از انعقاد توافق هستهای و قطعنامه 2231 تمام تحریمهای ثانویه علیه ایران برداشته شد و سازمان ملل بهنحوی عمل کرد که از طریق برجام اقداماتی را انجام داد و بخشی از آن سرمایهگذاری در ایران بود اما آمریکا یک جانبه از برجام خارج و تحریمها را مجدد علیه ایران وضع کرد و بانک مرکزی ایران و چند بانک ایرانی را در لیست تحریمها قرار داد و بسیاری از شرکتها از بازار ایران، خارج و داراییهای ایران مسدود شدند که این اقدامات 100 تا 120 میلیارد دلار به ایران آسیب زده است.دوهان با بیان این که بیش از 700 فرد حقیقی و حقوقی در لیست تحریمهای ضدایرانی قرار دارند، ادامه داد: علاوه بر این، کانادا تحریمهایی علیه ایران اعمال کرده و بیش از 200 فرد حقیقی و حقوقی ایرانی را در فهرست تحریمهای خود قرار داده است.گزارشگر ویژه سازمان ملل با اشاره به تأثیر تحریمها بر بخشهای دانشگاهی و صنایع دستی و رشد اقتصادی ایران و همچنین همکاریهای بینالمللی ایران با دیگر کشورها، تصریح کرد: تأثیر تحریمها بر گروههای آسیبپذیر و سرپرستان خانواده و اتباع مهاجر افغانی در این سالها غیرقابل انکار بوده است. تحریمها ارائه کمکهای بشردوستانه از طریق آژانسهای بینالمللی را مختل و امکان نقل و انتقال پول را مسدود کرده است.دوهان گفت: این اقدامات قهری یک جانبه بهعنوان اقدامات تنبیهی، موازین حقوق بشر جهانی را نقض کرده است. تحریمها علیه شرکتهایی که با ایران تجارت داشتند و استفاده ابزاری از آن و اعمال تحریمهای ثانویه امری غیرقانونی است. جلوگیری از داشتن حساب بانکی برای دیپلماتهای ایرانی خلاف کنوانسیون وین بوده و ممانعت از پرداخت حق عضویت ایران در سازمانهای بینالمللی هم خلاف قوانین بینالمللی است.وی افزود: تحریمهایی که علیه ایران اعمال شده است از دید شورای حقوق بشر و مجمع عمومی سازمان ملل قابل توجیه نیست. تحریمهای یک جانبه بهشکل اولیه و ثانویه و تهدید به اعمال تحریمها همه اینها بحث وضعیت حقوق انسانی را در ایران به خطر انداخته است و این تحریمهای اعمالشده به تحریم صادرات کالاها و تحریم بانکهای ایران و تحریم غذا و دارو منجر شده که باعث کاهش درآمد دولت و افزایش قیمتها و فقر و افراد آسیبپذیر و پناهندگان و زنان سرپرست خانوار شده است. به من گفته بودند دارو تحریم نیست اما من کودکان پروانه ای را دیدم که نمی توانند پانسمان و داروهای خود را تهیه کنند. شرکت فروشنده از ترس تحریم آن را نمی فروشد و تازه بفروشد، پول آن را چطور دریافت کند؟

ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.











ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.



ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.



ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.



ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

دهه پنجاه، شصت و حتی دهه هفتادیها، خاطرات زیادی از سنگ پا دارند! بزرگترها هر وقت آنها را برای استحمام میبردند، آنقدر با سنگ پا به جان پاهایشان میافتادند که رنگ کفپایشان به سفیدی میرسید و گاهی برق می زد! اما کمتر کسی میداند این سنگ پاها، دقیقا چه هستند؟ کجاها تولید میشوند و ... ؟ بیشتر ما سنگ پا را به نام قزوین میشناسیم ولی در غرب ایران یعنی کردستان، روستایی وجود دارد که اقتصادش بر پاشنه این سنگ میچرخد. «قزلجه کند» روستایی در ۳۵ کیلومتری قروه از شهرهای استان کردستان است، روستایی که تقریبا 250 خانوار با بیش از هزار نفر جمعیت را در خود جای داده است. خیلی وقت نیست که ارزش پوکه معدنی (که با کمی تغییر تبدیل به سنگ پا می شود) در ساختمانسازی مورد توجه قرار گرفته اما مردم این روستا قبل از آن هم کارشان با پوکه میگذشت. گدازههای سرد آتش فشانی که حالا دیگر خبری از دهانههای داغ و مذاب آن نیست، امانتی را در منابع طبیعی این روستا به زمین گذاشتهاند که معدن دارانش سهم بیشتری از آن دارند و مردمی که نام روستایشان در زبان محلی(تُرکی) به معنای «روستای طلایی» است، فقط گرد و خاک خودروهای حمل پوکه و لاشههای آن نصیبشان میشود تا تیشه بر آن بزنند و سنگ پا تولید کنند، محصولی که به غیر از ایران در کشورهای همجوار و حتی کشورهای اروپایی هم خریدار دارد. در پرونده امروز زندگیسلام با دو نفر از اهالی «قزلجهکند»، درباره این شغل و مردم این روستا گفتوگویی داشتیم که در ادامه خواهید خواند.
هر روز باید برای جمعکردن گدازههای آتش فشانی به معدن برویم
سنگ پا یک نوع سنگ آذرین است که حاصل سردشدن گدازههای آتش فشانی است. وقتی این سنگها از دهانه آتش فشان به بیرون پرت میشوند، از خودشان گازی تولید میکنند که باعث سوراخ سوراخ شدنشان میشود.با استفاده از سنگ پا به دلیل سطح محکمی که دارد، لایههای پوست مرده پاشنه پا را میسایند. «محمدمهدی عبدی»، 20 ساله، متولد این روستا و از نوجوانی به تولید سنگ پا مشغول است. او درباره ساخت سنگ پا در این روستا میگوید: «هر روز باید به معدن برویم و این سنگها را جمع کنیم. مسیر زیادی تا آنجا نیست. تقریبا یک ربع بیشتر طول نمیکشد. با بیل، تعدادی از سنگها را درون گونی میریزیم و میآوریم خانه. سپس در خانه، این سنگها تراشیده میشود البته یک عده هم هستند با دستگاه، این سنگها را تراش میدهند. آنها میتوانند سنگها را به صورت خیلی تمیزتر و مربعی، مستطیلی، بیضی یا هر شکلی که مشتری بخواهد، تراش دهند.»
کاربرد سنگ پا فقط برای استحمام نیست
«الان سنگ پا فقط برای استحمام استفاده نمیشود و کاربردهای دیگری هم دارد». این جوان از اهالی روستای «قزلجهکند» با این مقدمه، میافزاید: «مثلا در کف ساختمانها از آن استفاده میشود. همچنین از این سنگها برای تزیین به خصوص در آبنماها استفاده میشود و مشتری زیادی دارد. همانطور که میدانید استفاده از سنگپا به قدمت تاریخ است و در زمان قرون وسطی ابتدا در رم و سپس در خاورمیانه مردم از این سنگ در حمام استفاده می کردند البته شکل استفاده کمی متفاوت بوده است. ابتدا مردم از سنگ پا برای پاک کردن جرم وسایل استفاده میکردند، بعد وارد صنعت و در نهایت وارد دنیای مد و زیبایی شد. این را هم بگویم که تقریبا همه اهالی روستا، خودشان هم از این سنگ پاها استفاده میکنند و برای استحمام از قدیم، طرفدار داشته است.»
از نوجوان 14 ساله تا پیرمرد 80 ساله در حال تولید سنگ پا
محمدمهدی یکی از صدها نفر اهالی روستاست که روزشان با جمعآوری پوکه آغاز می شود و با سنگپا به شب میرسد. او درباره حرفه اصلی اهالی این روستا میگوید: «تقریبا همه اهالی روستا، مشغول این کار هستند یا حداقل چند نفر از اعضای خانوادهشان در این حرفه باتجربه و فعال هستند. از نوجوان 14 یا 15 ساله بگیرید تا افراد 70 یا 80 ساله در روستا در تراش سنگ پا تبحر خاصی دارند. در اینجا، 7 یا 8 معدن وجود دارد اما فقط مدل سنگ یکی از آنها، نرم و قابل تراشیدن است.تراشیدن بقیه سنگها، خیلی سخت است. این معدنی که ما الان از آن سنگ جمع میکنیم، سنگهایش نرمتر است و راحتتر برش میخورد.»
پیشنیازهای این شغل فقط تیشه و چکش است
«محمدمهدی» از درد دستهایشان میگوید که نتیجه این شغل است. او ادامه میدهد: «تنها ابزار مورد نیاز این حرفه، تیشه و چکش است. با چکش این سنگها را تکهتکه و سپس با تیشه، آنها را تمیزتر میکنیم. حتی افرادی که با دستگاه هم کار میکنند، باید از این تیشه و چکش استفاده کنند اما طبیعتا کمتر. برای انجام این کار، باید حتما دستکش دستمان کنیم چون این سنگها به قول اهالی اینجا، دست انسان را میبَرَد و پوستش را نابود میکند. جنس این سنگها جوری است که باید حتما با دستکش آن را تکهتکه و آماده فروش کرد.»
جوانان این جا در آرزوی رفتن به تهران هستند
از «محمدمهدی» درباره تفریحات نوجوانان و جوانان روستا میپرسم که میگوید: «بعضیها درس میخوانند، بعضیها در آرزوی رفتن به تهران برای پیدا کردن کار و کسب درآمد بیشتر هستند اما بیشترشان در همین جا، سنگ پا درست میکنند. ساعت کاریمان هم متفاوت است. بعضیها از ساعت 8 صبح تا 5 بعدازظهر مشغول این کار میشوند و بعضی ها هم 10 صبح تا 8 شب. ساعت کار این شغل، دلخواه است. پاییز برای مردم روستای ما فصل تیشه زنی است که تا اواسط بهار ادامه دارد بنابراین در این مدت شبنشینیها و دورهمیهای خانوادگی جایی در میان اهالی روستا ندارد یعنی روزهایش آن قدر سخت و خستهکننده میگذرد که دیگر رمقی برای شبنشینی نداریم.»
درآمد ماهانهمان
2 تا 3 میلیونتومان است
ساخت سنگ پا در این روستا، قدمت زیادی دارد اما درآمدش چقدر است؟ آقای عبدی، یکی دیگر از اهالی این روستا پاسخ میدهد: «الان این کار درآمد زیادی ندارد، حداکثر ماهی 2 تا 3 میلیون میتوان از این حرفه به دست آورد. البته آنهایی که دستگاه دارند، طبیعتا درآمد بیشتری دارند اما باز هم آنقدرها که شما فکرش را می کنید، زیاد نیست. معمولا روزی یک گونی میتوان سنگ پای تراشیده شده، آماده کرد. هر گونی، تقریبا 200 تا 250 تا سنگ میشود. برای فروش این سنگها، چند نفری در روستا هستند که اینها را از ما میخرند و سپس میفروشند. الان دو نوع سنگ پا داریم، درجه یک و درجه 2. درجه 2 را گونی 90 هزار تومان و درجه یک را 170 هزار تومان از ما میخرند. درجه یکها، نسبت به سنگپاهای درجه 2 خیلی صافتر تراشیده شدهاند البته درجه یکها، خیلی زمان میبرد تا تراشیده شوند و البته مشتریهایشان هم خاصتر است.»
خطر حمله گرگها و آب آلوده از مشکلات روستای ماست
«تقریبا همه اهالی روستا، این روزها در حیاط خانههایشان مشغول ساخت سنگ پا هستند. در زمستان هم یک سری جاهای سرپوشیده درست میکنیم که بتوانیم کار کنیم». یکی از اهالی با این مقدمه میافزاید: «یکی از خطرات این شغل که کمتر به آن اشاره میشود، مربوط به مسیر معدن است که باید برویم و سنگها را بیاوریم. بارها پیش آمده که در همین مسیر، گرگ به اهالی حمله کرده است و آنها مصدوم شدند. گاهی هم ریزش کوه اتفاق میافتد که آن هم خیلی خطرناک است و آدم میماند زیر آن و صدایش هم به جایی نمیرسد. یکی دیگر از مشکلات قدیمی روستای ما، نداشتن آب آشامیدنی بود که از چند وقت پیش که آب را به اینجا پمپاژ کردند، حل شده اما الان، معضل اصلی آلوده بودن آب است که آن هم به دلیل احداث یک معدن طلا در این روستاست که امیدواریم زودتر مسئولان فکری به حال این مسئله هم بکنند.»
این شغل میتواند تا 200 سال آینده ادامه داشته باشد
آقای عبدی با این مقدمه که روستای «قزلجه کند» قطب تولید سنگ پای ایران است، میگوید: «میخواهم به شما بگویم اگر این شغل در روستای ما نیمه صنعتی شود، هم جوانان ماندگار میشوند و هم با برندسازی آن میشود دروازه صادرات را به روی سنگ پا گشود. احتمالا میدانید که تنها یکی از معادن این جا، ۶۰۰ هکتار است و به نظرم تا ۲۰۰ سال آینده هم میشود از آن سنگ پا استخراج کرد به شرطی که جوانان روستا همینجا بمانند و با مدیریت مسئولان بتوانیم فروش را به صرفه و بیشتر کنیم. طبیعتا اگر جوان این روستا از لحاظ مالی تامین شود، همین جا میماند و میتواند برای ارزآوری به کشور هم خدمت کند.»

ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
